به سمت الگوی پیش‌‌رفت عاشورایی

 
ما فرزند دعای ندبه ایم، "عَزیز عَلی اَن اَبکِیَکَ وَ یَخذُلَکَ الوَرَی": برای من سخت است که حتی یک نفر برای تو اشک نریزد، من گریه کنم و بقیه تو را تنها گزارند؟!؛ من اشک همه عالم را در عزای تو در خواهم آورد.(اشاره‌ای از استاد پناهیان)
ثمره نزاع: باید همه عاشق تو باشند، من راضی نیستم که فقط چند میلیون نفر به زیارتت بیایند. من همه را باید به کربلای تو دعوت کنم و این محتاج همتی است از جنس همت عاشوراییانی چون سعید و در کنار آن همیشه خود را مدیون دانستن.
این جمله سعید نشان از همتی می‌دهد که بر مبنای این نگرش، فهم جمله "اَوَفَیتُ یَابنَ رَسوُلِ الله" را راحت‌تر می‌کند: شب عاشورا بنا گذاشت تا هفتاد بار برای امام کشته شود، هنوز 69 جان دیگر برای امام حسین بدهکار بود!(بدهکار دانستن درمانی است برای درد طلبکاری خیلی افراد در امور)
برگی از تاریخ: سعيد بن عبد اللَّه حنفىّ برخاست و به عرض رسانيد: نه، به خدا اى فرزند رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله، هرگز تنهايت نگذارم، تا خدا بداند كه ما وصيّت پيامبرش محمّد را در باره تو حفظ و رعايت نموديم، و اگر مىدانستم كه در راه تو كشته مىشدم و بعد ززنده به آتش كشيده مىشدم و خاكسترم به باد داده مىشد و "هفتاد بار" اين وضع تكرار مىشد، هرگز از حضرتت جدا نشده تا در پيش رويت شاهد مرگ و شهادت را در آغوش كشم، چرا نه، حال كه اين يك كشته شدن بيش نيست و بعد هم به كرامت ابدى و جاويدان خدا می رسم.( لهوف / ترجمه مير ابو طالبى، ص: 137)
 

برشی از کتاب- تا دانشگاه هویزه -۲

 
چگونه بايد از اين معادن عظيم بهره برداري كرد؟ اين سرمايه عظيم اجتماعي را چگونه می‌توان به صحنه اجتماع كشانيد؟ اين دانش ضمني را چگونه بايد آشكار كرد؟ و هزاران پرسش از اين دست را بايد با دانشگاه پاسخ داد.