یک لقمه کتاب - با خدا در اتاق تشریح-۶

2. شرح حالات رفتگان

در حالى كه آن‌ها داراى عزّت پايدار و درجات والاى افتخار بودند، پادشاهان حاكم يا رعيّت سرفراز بودند كه سرانجام به درون برزخ راه يافتند و زمين آن‌ها را در خود گرفت و از گوشت بدنهاى آنان خورد و از خون آنان نوشيد، پس در شكاف گورها بى جان و بدون حركت پنهان ماندهاند.
نه از دگرگونىها نگران‌اند و نه از زلزله ها ترسناك و نه از فريادهاى سخت هراسى دارند؛ غائب‌شدگانى كه كسى انتظار آنان را نمیكشد و حاضرانى كه حضور نمی يابند. 
اجتماعى داشتند و پراكنده شدند. با يكديگر مهربان بودند و جدا شدند. اگر يادشان فراموش شد يا ديارشان ساكت شد، براى طولانى شدن زمان يا دورى مكان نيست، بلكه جام مرگ نوشيدند.
گويا بودند و لال شدند. شنوا بودند و كر شدند و حركاتشان به سكون تبديل شد، چنان آرميدند كه گويا بيهوش بر خاك افتاده و در خواب فرو رفته اند؛ همسايگانى هستند كه با يكديگر انس نمی گيرند و دوستانی اند كه به ديدار يكديگر نمی روند.
پيوندهاى شناسايى در ميانشان پوسيده و اسباب برادرى قطع شده است. با اينكه در يك جا گرد آمده اند، تنهايند. رفيقان يكديگرند و از هم دورند. نه براى شب صبحگاهى می شناسند و نه براى روز شامگاهى. شب يا روزى كه به سفر مرگ رفته اند، براى آن‌ها جاويدان است. خطرات آن جهان را وحشتناك تر از آنچه می ترسيدند، يافتند و نشانه هاى آن را بزرگتر از آنچه می پنداشتند، مشاهده كردند.
براى رسيدن به بهشت يا جهنّم تا قرارگاه اصلیشان مهلت داده شدند و جهانى از بيم و اميد برايشان فراهم آمد. اگر میخواستند آنچه را كه ديدند، توصيف كنند، زبانشان عاجز میشد.
 
با خدا در اتاق تشریح
نهج البلاغه
حجت الاسلام علوی
زیر خیمه حسین