🔰آخر همه سفرا کربلا

🔻تعریف
هیچ سفری مانند سفر کربلا نمی‌شود. کنایه از اینکه منبرها و سخنرانی‌ها باید به کربلا و روضه سیدالشهدا ختم شود.

🔻پیشینه
این‌ها حقایقی است که اگر اصطلاحش چند سالی است رایج شده اما تاریخش به ابتدای تاریخ می‌رسد که اوج همه جریانات، جریان سیدالشهدا بوده است:
«از ابتدا برای تو عالم گریسته
جبریل روضه خوانده و آدم گریسته...»

🔻ریشه معنوی
در عظمت این سرزمین همین بس که فرمود: «مَا مِنْ‏ نَبِيٍ‏ إِلَّا وَ قَدْ زَارَ كَرْبَلَاءَ» خدا همه انبیایش را به زیارت کربلا فرستاده است. چرا رفیع‌ترین زمین و بهترین سفر و آخرین مرتبه سیر و سلوک، کربلا نباشد حال آنکه «خداوند بیست‌وچهار هزار سال پیش از خلقت کعبه، کربلا را آفریده است و این زمین برترین قسمت بهشت خواهد بود و بهترین منزل و مسکنی که اولیای الهی در آن سکونت می‌یابند» بگذریم...
جهت مطالعه بیشتر «کامل الزیارات» و «الخصائص الحسینیه» پیشنهاد می‌شود.

🔻کاربرد
هرجا که باید کار را به کربلا خوش عاقبت کرد... از پایان یک جلسه، منبر تا خداحافظی برای سفر اربعین!

🔻نقد/ پیشنهاد/ مثل‌های مشابه
مثل‌ها‌ی مشابه: «یا زیارت یا شهادت»، «اولش زیارت و آخرش شهادت»، «وضو در فرات و نماز در کربلا»، «خوشا راهی که پایانش حسین است»

🔻ارتباط با بیماری‌های تشکیلاتی
بیماری دورخالی زنی.

📚 #احلی_من_المثل
#حجت_الاسلام_علوی
#نشر_جمکران
@tanhaelaj

🔰هر که فهمش بیش اشکش بیشتر

🔻تعریف
کنایه از اینکه ثمره معرفت باید محبت باشد.

🔻پیشینه
از «هرکه بامش بیش برفش بیشتر» الهام گرفته است.

🔻ریشه معنوی
اگر کسی علمش بیشتر شد و تواضع و انکسار و رقت قلبش افزوده نشد باید در علمش شک کند؛ چراکه رهاورد علم باید حالاتی مانند حسن خلق و عبادت و اخلاص و حلم و معرفه الله و تواضع و... باشد.

🔻کاربرد
برای دعوت به فهم بیشتر برای اشک بیشتر. برای آنان که می‌خواهند رزق اشک بیشتری داشته باشند راهی برای اشک چشم‌گیر نشانشان می‌دهد. گریه‌ با معرفت هم سوزش بیشتر است و هم اشکش. شناخت مقام امام باعث می‌شود روضه بهتر درک شود. وقتی توجه به این مطلب باشد که امام سبب متّصل بین زمین و آسمان است و «بِيُمْنِهِ‏ رُزِقَ‏ الْوَرَى» و«لَوْ لَا الحُجَّة لَسَاخَتِ‏ الْأَرْضُ‏ بِأَهْلِهَا» و... آن وقت یک دهن کجی به ایشان هم یک روضه‌ مکشوف است...

🔻نقد/ پیشنهاد/ مثل‌های مشابه
مثل را به این صورت هم می‌توان ذکر کرد که «هرکه اشکش بیش فهمش بیشتر» البته نه همیشه، یا به تعبیر دقیقتر «بشرطها و شروطها»یش! هر چه صفای باطن انسان بیشتر باشد و دل آماده‌تر باشد فهم هم رشد بیشتری خواهد یافت. اصلاً برای همین باید اهل اشک و روضه و هیئت بود! به تعبیر زیبای استاد پناهیان هیئت به انسان صفای دل می‌دهد و «صفای دل داشتن» مقدمه و لازمۀ «آموختن» است:
«چرا ما باید هیئت هفتگی داشته باشیم؟ چرا هر یک از ما باید مقیّد باشیم، عضویتی در یک هیئت- به عنوان مجلس هفتگی- در زندگی خودمان و برنامه‌های معنوی خودمان ثبت کنیم؟
هربار که آموزشی از معارف دینی دریافت می‌کنید، باید تا دفعۀ بعد یک فرصتی برای تفکر، برای عمل و تجربه وجود داشته باشد، تا-آن معرفت- در جان شما تثبیت شود، و در هفتۀ بعد قطعۀ دیگری را دریافت کنید. و اگر این هفته‌ای یک‌بار، فاصله‌اش زیاد شود و مثلاً به ماهی یک‌بار تبدیل شود، طبیعتاً باز این فاصله آسیب‌های فراوانی خواهد داشت و ذهن انسان انسجام مطلب را از دست می‌دهد. (پیامبر اکرم(ص): وای بر هر مسلمانى که در هفته یک روز را قرار ندهد که در آن روز، امر دین و آئین خود را بفهمد و بیاموزد، و از معارف دین خویش پرسش نماید. )
چرا این آموزش باید در هیئت اتفاق بیفتد؟ چون امیرالمؤمنین(ع) در نامۀ سی‌و‌یکم نهج‌البلاغه فرمودند: جوان من! اگر قلبت صفا دارد، حرف‌های من را بخوان. هیئت به انسان صفای دل می‌دهد و «صفای دل داشتن» مقدمه و لازمۀ آموختن است.
این صفا از نور اهل‌بیت(ع) آغاز می‌شود تا انگیزۀ آدم‌هایی که با انگیزۀ مخلصانه-بدون نام و نان، بدون نمره‌گرفتن و حقوق دریافت‌کردن- در این جلسه شرکت می‌کنند. نور آدم‌ها در این جلسه بالاست! نام اهل‌بیت(ع) در چنین جلسه‌ای معنویت را افزایش می‌دهد! وقتی آدم می‌تواند در هیئت، مطلبی را دریافت بکند، چرا باید این آموختن را در فضایی غیر از هیئت انجام بدهد؟! جایی که روضه هست، می‌شود حرف علمی زد، چون پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: هر کسی بچه‌های من، اهل‌بیت(ع) من را دوست داشته باشد، خدا به او حکمت می‌دهد.
من وقتی می‌توانم در جمع مؤمنان - که عزادار اباعبدالله‌الحسین(ع) هستند - بروم و از نور آن‌ها استفاده کنم، چرا پای تلویزیون بنشینم؟ این حرف‌ها معنا ندارد! بله، ما می‌نشینیم پای تلویزیون و استفاده می‌کنیم. ولی آن نوری که در جلسه هست، و آن نوری که در قدم‌های خودِ شما هست [جای دیگر نیست] شما وقتی حرکت می‌کنی، تولید نور می‌کنی. این‌ها همه محفلی را برای هیئت تشکیل می‌دهند. هیئت به انسان صفای دل می‌دهد و صفای دل داشتن مقدمه و لازمۀ آموختن است.»
مثل مشابه: «هرکه شوقش بیش، اشکش بیشتر»

📚 #احلی_من_المثل
#حجت_الاسلام_علوی
#نشر_جمکران
@tanhaelaj

photo_۲۰۲۱-۰۱-۰۳_۱۸-۲۷-۲۷.jpg

#تا_دانشگاه_هویزه
#بریده_کتاب

«تا دانشگاه هویزه ...»، به استادی سیدحسین علم‌الهدی:
کربلای هویزه که در نیمه دی ماه سال ۵٩ به وقوع پیوست برای آن بود که در سایه‌سار آن درخت بلند باشکوه، علم‌آموزی مجالی و فرهنگ و اندیشه، فرصتی پیدا کند، همۀ آن خون‌های پاکی که ریخته شد نبود مگر آن‌که بشریت از جهالت نجات پیدا کند آن‌چنان که سالار همین شهیدان حضرت حسین‌بن‌علی نیز با این انگیزه قیام کرد و به شهادت رسید، " وَ بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَة"
آن وصیتی که سید حسین علم‌الهدی به برادرش سید حمید کرد مؤید همین مطلب است که برادر را به مبارزه‌ای دیگر فراخوانده بود و پس از جنگ تحمیلی، عرصۀ جنگ علمی- فرهنگی را فراروی خود می‌دید تا آن‌جا که به برادرش وصیت کرده بود که: پس از پایان جنگ، باید به حوزۀ علمی سفر داشته باشیم.

https://b2n.ir/894805
https://b2n.ir/430163
https://b2n.ir/345558

 

#شهید_علم_الهدی
#نشر_سدید
@sadidisu_ir
@tanhaelaj

🔶🔶🔶مؤلفه هاي شخصيتي استاد دانشگاه هويزه:
(درنگي در شخصيت شهيد علم الهدي)

1)شخصيت معرفتي (علمي – معنوي – فرهنگي):
الف) درس‌های قرآن
ب) درس‌های نهج‌البلاغه
ج) درس‌های علمي – مطالعاتي
2) شخصيت اجتماعي – سياسي
3) شخصيت تربيتي (بدني – روحي – رزمي)
4) شخصيت تشكیلاتي (کادر سازی و فعالیت‌های اجرايي جريان ساز)
5) شخصيت فروتن (اخلاص و تواضع)
6) شخصيت هماهنگ در رشد كمالات

#تا_دانشگاه_هویزه
#نشر_سدید
#حجت_الاسلام_علوی
@tanhaelaj

🔰هر که کارش بیش اشکش بیشتر

🔻تعریف
کنایه از اینکه کسی که مسئولیتش در هیئت سنگین‌تر است و بار بیشتری روی شانه اش هست بیشتر باید توسل و بکاء و اشک داشته باشد. از آن طرف، هرکس برای اهل‌بیت بیشتر کار کند به او رزق توسل بیشتری خواهند داد.

🔻ریشه معنوی
هرکس مسئولیت بالاتری دارد باید خلوت بیشتری داشته باشد تا وجودش آمادگی تحمل آن مسئولیت را داشته باشد. آیات یکم تا هشتم سوره مزمل را فعالان مجموعه‌های فرهنگی دریابند:
«يا أَيهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيلَ إِلَّا قَلِيلًا * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا * إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيكَ قَوْلًا ثَقِيلًا» اي جامه به خود پيچيده! شب را، جز کمي، به پاخيز! نيمي از شب را، يا کمي از آن کم کن، يا بر نصف آن بيفزا، و قرآن را با دقت و تأمل بخوان؛ چرا که ما به‌زودي سخني سنگين به تو القا خواهيم کرد!

🔻کاربرد
برای تذکر به بچه‌های خادم و بیان در جلسات کادر.

🔻نقد/ پیشنهاد/ مثل‌های مشابه
جهت مطالعه بیشتر به اثر «آنچه در دانشکده مدیریت نیاموختم» از همین مجموعه مراجعه شود.

🔻ارتباط با بیماری‌های تشکیلاتی
اگر کار زیاد در هیئت باعث انکسار بیشتر نشود خطرناک است؛ همین!

📚 #احلی_من_المثل
#حجت_الاسلام_علوی
#نشر_جمکران
@tanhaelaj